امروز جزو همون فردا گفتناييه كه انتظارشونو ميكشما.ميخام دباره شروع كنم بخونم ولي نميدونم چرا همش ميشه خوب از فردا-ازفردا.ولي نه ديگه تنبلي بسه البته تنبلم نيستم گاهي وقتا فكر ميكنم خيلي خنگم.اخه كامپيوترم شد رشته خيلي بدو اعصاب خورد كنه خسته كننده شده واسم كاش معماري خونده بودم.هيچ تنوعي نداره همه درسا مسعله.وقتي ميرفتم اين رشته فكر ميكردم چقدر اكشنه همش با نرم افزاراي مختلف و برنامه هاي مختلف تا كه رفتم بخونم هي..بچه كه بودم هركي ازم ميپرسيد ميخاي چكاره بشي ميگفتم مهندس كامپيوتر ياگرافيست..البته ديروز خوندما تمام ذخيره وبازيابيو يه ساعته خوندم بيشتر شبيه رمان خوندن بود مسله هاشم ميزدم بره خيلي بده آدم رياضيش بد باشه وحال حل كردن نداشته باشه نميدونم چيكاركنم رياضيم خوب بشه.ميترا اگر ميومدي درس بخونيم چيميشد حرسم ميدي بسكه بيخيالي خدايييش تو بودي درس ميخوندم دوست جون حيف كه دوري.به قول تو انقد كنكور ميديم تا از رو برن ما رو قبول كنن.
تا حالا شده فر کنی زمینو آسمون کمر به نابودیت بستن شده هرچی بد بختیو سختیه یه دفعه بهت هجوم بیارن دوستات برات از صدتا دشمن بیشتر نقشه بکشنو توطعه کنن کسایی که فکرشو نمیکنی ... شده به جایی برسی که ندونی چطور به خودت دل داری بدی چطور منتظر فرداباشی.خدایا من محکم وایسادم چون دستتوجستجو کردم نه میترسمو نه خسته میشم نه تحقیراوتحریکارو گوش میدم.فقط منتظر صدای توام من وایسادم پای تو پای خودم نمیزارم بگن پس کوخدات نمیزارم بخندن به رابطمون وایسادم نمیبخشم شون که هرروزبه تمسخر بگن.....میگن اینجوری باشی تنها میمونی.شاید ظاهرن تنهام ولی تورودارم.هرچی مشکلات بزرگتر باشن موفقیت های بیشتری در انتظارن.مطمینم که تموم میشه این روزا این سختیا این مشکلات ولی میخام سرم پیش تو بالا بگیرم .درسته داری امتحانم میکنی با مشکلات ولی کمکتم دریغ نکن.الان بیشتر از همیشه بهت احتیاج دارم.چشمام به آسمونه نه به زمین خوب میدونی یه وقت فکر نکنی هیچ کاری نمیکنم چون میدونم چشم دوختن تنها کافی نیست داری میبینی که چطور نمیزارم نمیزارم تا تو هستی من هیچی کم ندارم تو باش تا باشم .خدایا من پای حرفام وایسادم می بینیومیدونی که وایسادم خدایا آدمای بدو از من دور کن برن من دیگه نمیتونم خوبو بدشونو تشخیص بدم نمیتونم تو میدونی ومیتونی.دلم داره میترکه نمیدونم گریه کنم یا بخندم.خاستم به یکی زنگ بزنم حرف بزنمو خالی بشم ولی هیچکسوبهتر از تو پیدانکردم دیگه باید به کی اعتماد کرد نمیدونم.فقط میدونم که بیشتر به کمکت احتیاج دارم.به قلبم ارامش بده دستمو بگیر.خدایا من سعیمو میکنم با همه وجودم تو هم کمکم کن.بنده هات که توسختیاو ناراحتیا همشون میرنو تنهات میزارن تاکه همچی روبه راه میشه بر میگردنو دباره یادتووبه قول خودشون خوبیات می افتن تا حالا یکیشونم تو سختی کمکم نکرده حتی حاظر نشده سنگ صبورم باشه.منم انتظارشو ندارم اینا که میگم فقط دردو دله واسه تو ننویسم واسه کی بنویسم.مرسی که به حرفام گوش میکنی.نوشتنم بد نیستا آدم یکم خالی میشه.خدایا شکرت خودمو دست خودت سپردم ودوست دارم...
زكويت رفتمو الماس طاقت بر شكربستم
برو بايار خود بنشين كه من بار سفر بستم
زبعد رفتنم جانا هزار افسوس خواهي خورد
فلاني يار خوبي بودو من قدرش ندانستم
مي گريزم از تو واين عشق بي فرجام تو
عهد كردم تا به لب هرگز نيارم نام تو
