تبليغاتX
دل نوشته
 

روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟... من هم زير آن نوشتم:بايد

صبر کند..براي بار  دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد

چه کند؟...  من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست.....

 براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما

زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم..... 



دوشنبه سوم تیر 1387 |
 

برادر كوچكم از من پرسيد پنج وارونه يعني چه؟

 من به او خنديدم كمي آزرده و حيرت‌زده گفت: روي ديوار و درختان ديدم.

 باز هم خنديدم.

 گفت: ديروز خودم ديدم كه فرهاد پسر همسايه پنج وارونه به شیرین مي‌داد

 آنقدر خنديدم كه طفلك ترسيد بغلش كردم و بوسيدم

 و گفتم :بعدها وقتي كه باران بي ‌وقفه‌ي درد سقف كوتاه دلت را خم كرد بي‌گمان مي‌فهمي پنج‌ وارونه چه معنا دارد



دوشنبه سوم تیر 1387 |